تبليغاتX
عشق من بیا به باورهای من عشق بورز

 

خداوندا تو هرگز نامه معشوقه ای خواندی
که
بنویسد تویی دینم تویی جسمم تویی جانم

ولی فردا همان فردا که آغاز جدایی هاست

بگوید کن فراموشم نمیخواهم پشیمانم

و تو مانند
مرغ نیم بسمل پر زنی بر خاک
و شعرت نامه ات ، آتش زند بر پیکر
افلاک
خداوندا ، تو
یک شب تیشه مردانگی بردار
و از ریشه بر افکن این درخت عشق و مستی
را
و خواهی دید با محو کلام دوستت دارم

تو خواهی داد
بر باد فنا بنیاد هستی را
وز آن پس هر
دلی را کردی از عشق بتی دلشاد
به آن درس وفا
هم در کنار عشق خواهی داد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:37 توسط .:. سمیرا .:.


 

 

 

 

آدمک آخر دنیاست بخند


آدمک مرگ همين جاست بخند

دست خطي که تو را عاشق کرد

شوخي کاغذي ماست بخند

آدمک مست نشي گريه کني

کل دنيا سراب است بخند

آن خدايي که بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:36 توسط .:. سمیرا .:.


بوسه ب عکست زنم ترسم که قابش بشکند...

قاب عکس توست اما شیشه عمر من است.

بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند...

تار موی توست اما ریشه عمر من است.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:47 توسط .:. سمیرا .:.


 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:43 توسط .:. سمیرا .:.


 

ستاره من

 

من آنی نیستم

که بی عشق زندگی را سر کنم

آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم

و چشمانم را می گشایم

و عشق رویایی ام را در تو می بینم

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:24 توسط .:. سمیرا .:.


 

یک غم و صد تنهایی دلم نمی سوزد به یاد آن روزها و شب هایی که برایت شعر می سرودم به یاد آن شب هایی که ستاره ای پیدا کردم و اسم تو را روی آن گذاشتم . باز نگاهم به آسمان خیره شد و اسم تو را صدا زدم ، ولی هیچوقت صدایی از تو نیامد . بمان همان جایی که خنده هایت بهاری اند و اشک هایت پاییزی و من اینجا در گذشته تو فراموش شده ام و آلبوم خاطراتت را ورق می زنم . گله ای ندارم برای تنهایی ها و اشک هایی که تو را صدا می زنند . تو بگذر و برو برای همیشه با همان چتری که از زیر بغض باران می گذرد . و من سوختن و ساختن را انتخاب کرده ام و باز هم موردی نیست و باز بغض ها می شکنند و ما در اشک خود را پیدا می کنیم . راست می گفتی من همان عروسک تنهایی های تو بودم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12:23 توسط .:. سمیرا .:.


من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم
                                      نه که خفته بین پنبه ها وپولک بودم

من اگر سر دار عشقم یا که پاک باخته ام
                                  سر گذشتم را با دستای خودم ساخته ام

قصه ها گذشته بر من تا بدانم کیستم
                                   سرگذشتم این بود وپشیمان نیستم

یه زمان عاشق وگاهی ,گاهی مغلوب هوس
                                   هر چه بوده همه انتخاب من بوده وبس

من اگر مریم پاکم یا که یک گیاه هرز
                               عشق من بیا به باورهای من عشق بورزناراحت لبخند




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 12:33 توسط .:. سمیرا .:.


برایت بارها باید بگویم که در رگهای من جاری شدی چون خون

که از من ساختی بار دگر مجنون

شاید نمی دانم

که بعد از مردنم در اغوش تو جانم را خدا گیرد؟

ویا این ارزو در نطفه میمیرد

شاید

نمی دانم......




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 9:21 توسط .:. سمیرا .:.


 من گمان می کردم

 دوستی4 فصلش همه آراستگیست

 من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست

 من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی

 سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم

 دل هر کس دل نیست

 قلبها آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند

 من چه می دانستم....

         ---------------------------------------------------------------

عشق را زمزمه کن

آنکه با نامش رها کردی دل خویش

یک زمان عاشق چشمان دل انگیزت بود

فراموشت کرد

در بی باوری محض

رها کن دل خسته ات را به باد

فراموشش کن


---------------------------------------------------------------

 

من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم

نه که خفته بین پنبه ها وپولک بودم

                      من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام

                      سرگذشتم را با دستای خودم ساخته ام

قصه ها گذشته بر من تا بدانم کیستم

سر گذشتم این بود وپشیمان نیستم

                        یه زمان عاشق وگاهی گاهی مغلوب هوس

                       هرچه بوده همه انتخاب من بوده وبس

من اگر مریم پاکم یا که یک گیاه هرز

عشق من بیا به باورهای من عشق بورز




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:29 توسط .:. سمیرا .:.





لينك ثابت نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:30 توسط .:. سمیرا .:.