صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا
![]()
![]()
![]()
![]()
خداوندا تو هرگز نامه معشوقه ای خواندی
که بنویسد تویی دینم تویی جسمم تویی جانم
ولی فردا همان فردا که آغاز جدایی هاست
بگوید کن فراموشم نمیخواهم پشیمانم
و تو مانند مرغ نیم بسمل پر زنی بر خاک
و شعرت نامه ات ، آتش زند بر پیکر افلاک
خداوندا ، تو یک شب تیشه مردانگی بردار
و از ریشه بر افکن این درخت عشق و مستی را
و خواهی دید با محو کلام دوستت دارم
تو خواهی داد بر باد فنا بنیاد هستی را
وز آن پس هر دلی را کردی از عشق بتی دلشاد
به آن درس وفا هم در کنار عشق خواهی داد
![]()
![]()
![]()
![]()
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همين جاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک مست نشي گريه کني
کل دنيا سراب است بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند
بوسه ب عکست زنم ترسم که قابش بشکند...
قاب عکس توست اما شیشه عمر من است.
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند...
تار موی توست اما ریشه عمر من است.
.jpg)
|
ستاره من
| |
|
من آنی نیستم که بی عشق زندگی را سر کنم آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم و چشمانم را می گشایم و عشق رویایی ام را در تو می بینم
| |
|
روزها ماهها و سال ها می گذرند و شاید هیچ چیز عوض نشود جز من که پیش از پیش عاشق گشته ام | |
یک غم و صد تنهایی دلم نمی سوزد به یاد آن روزها و شب هایی که برایت شعر می سرودم به یاد آن شب هایی که ستاره ای پیدا کردم و اسم تو را روی آن گذاشتم . باز نگاهم به آسمان خیره شد و اسم تو را صدا زدم ، ولی هیچوقت صدایی از تو نیامد . بمان همان جایی که خنده هایت بهاری اند و اشک هایت پاییزی و من اینجا در گذشته تو فراموش شده ام و آلبوم خاطراتت را ورق می زنم . گله ای ندارم برای تنهایی ها و اشک هایی که تو را صدا می زنند . تو بگذر و برو برای همیشه با همان چتری که از زیر بغض باران می گذرد . و من سوختن و ساختن را انتخاب کرده ام و باز هم موردی نیست و باز بغض ها می شکنند و ما در اشک خود را پیدا می کنیم . راست می گفتی من همان عروسک تنهایی های تو بودم.

که از من ساختی بار دگر مجنون
شاید نمی دانم
که بعد از مردنم در اغوش تو جانم را خدا گیرد؟
ویا این ارزو در نطفه میمیرد
شاید
نمی دانم......
عشق را زمزمه کن
آنکه با نامش رها کردی دل خویش
یک زمان عاشق چشمان دل انگیزت بود
فراموشت کرد
در بی باوری محض
رها کن دل خسته ات را به باد
فراموشش کن![]()
![]()
---------------------------------------------------------------
من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم
نه که خفته بین پنبه ها وپولک بودم
من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام
سرگذشتم را با دستای خودم ساخته ام
قصه ها گذشته بر من تا بدانم کیستم
سر گذشتم این بود وپشیمان نیستم
یه زمان عاشق وگاهی گاهی مغلوب هوس
هرچه بوده همه انتخاب من بوده وبس
من اگر مریم پاکم یا که یک گیاه هرز
عشق من بیا به باورهای من عشق بورز